تبليغاتX
حرفهای حصیری

حرفهای حصیری

می نویسم تا تو نگویی نمی توانم به صدایت گوش دهم

تو آفتابی ترینی تماشایی تویی تو موج دریا
نفس گیره نبودت
چه قدر خالیه جای عطرت اینجا
دلم هواتو کرده چه تنهایی من تاریک و سرده
یه عمره بی قراره میخواد دور و بر چشمات بگرده

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سمیه  | 

 

می آیی عاشق می کنی

محو می شوی

تا فراموشت می کنم

دوباره می آیی

تازه می کنی

خاطرات را

محو می شوی

به راستی که سراب از تو ثابت تر است

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سمیه  | 

 

فرصت برای قهر نیست

زندگی آنقدر کوتاه است

که نمی توانم تبسمت را از یاد ببرم

کسی چه می داند

تانگاهی دوباره شاید

تمام رویاها لحظه هایم راترک کرده باشند.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سمیه  |